سنا سادات و کلاغ پر

دیشب بابایی منو گذاشت رو پاهاش و بهم گفت میخام کلاغ پر بازی کنیم. من هم که نمیدونستم یعنی چی خیلی با تعجب به بابا نگاه میکردم



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی
سنا سادات و کلاغ پر 
دیشب بابایی منو گذاشت رو پاهاش و بهم گفت میخام کلاغ پر بازی کنیم. من هم که نمیدونستم یعنی چی خیلی با تعجب به بابا نگاه میکردم



نظرات (1)